
در خالیِ سرش وردِ مقدسیست از کنایه
رکیک میشود در بیصدایی
و حنجرهاش
لب از صدا که میگیرد
ذبح میکند بطالت را
از طرحِ مخدوش در معلقِ چشمها
میسراند بر زبان
قیامِ تنی را که
شعله بر سینهی آفتاب میکشد
و رقص
تصویرِ تبخیر شدهای موزون بر لبهای کال
قدمهای کهن در پسِ تازگی
استخارهی تندیست
که میچکاند قداستِ کاملِ کلمه را
بر کشالههای ذکر
ترکِ قفس نمیگوید
صدای بیوزناش در روشنای چهره
((م ب آهو))
-
👇👇👇
برچسب ها: م ب آهو , اشعار م ب آهو , شاعرانه م ب آهو , شعرکده
تاريخ : یکشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۱ | 22:48 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.

























