
فکر می کردم در این ظهر تابستانی
همان تاپ سفیدت را
که مثل تکه ای ابر می نشیند
بر نیم تنه ی آفتاب
بر تن کرده باشی
اما تو باز هم
غافلگیرم کرده ای
با این ساتن نازک قرمز
و چند تشبیه دست اول را روی دستم گذاشته ای
من را به شب عید می بری
به ماهی سرخ سه دمی که در تنگی بلور می رقصد
به عصر ولنتاین
و شاخه رزی فرانسوی که فروشنده قیمتش را بالا برده
آری
تنها تو می توانی
اینگونه در شعرهای من
دو فرهنگ را به زیبایی به هم گره زنی
((محسن حسینخانی))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: محسن حسینخانی , اشعار محسن حسینخانی , شعر کوتاه , شعر ناب
تاريخ : سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ | 3:45 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























