
یکی یکی درها بسته می شد
ومن،
به پنجره ای فکر می کردم
که رو به غروب
باز می شد
((فرناز جعفرزادگان))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: فرناز جعفرزادگان , اشعار فرناز جعفرزادگان , شعر غروب , شعر در
تاريخ : سه شنبه ۳ فروردین ۱۴۰۰ | 4:22 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























