
هیچوقت
متعلق به دنیای شما نبودهام
دنیای شما
پُراز رنگهاییست که
روی بومهای نقاشیهای من کشیده نشده...
هیچوقت
دستانِ شما را نخواهم گرفت
دستانِ شما
متعلق به موهاییست که
گرهای بر آنها نیفتاده...
پا به پای شما
نخواهم آمد
قدمهایتان مرا به رویایی بیبازگشت خواهند برد
که بیرون آمدن از آن
مرا به کُما خواهد برد...
از دنیایم بروید
من
سکوتی را لمس کردهام که
هیچکدام از شما
آن را نشنیدهاید...
من تعلقی
به آسمانِ آبیِ بالای سرتان ندارم...
من زنم
بدونِ نقابی که شما برایم خلق کردهاید
لبخندی بر لبهایم نقش نمیبندد...
میخواهم
به بلندایِ ابری بر فرازِ کوه
گریستن را آغاز کنم
((مژده شکوری))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: مژده شکوری , اشعار مژده شکوری , شعر کوتاه , در کوچه باغ شعر
.: Weblog Themes By Pichak :.
























