
فریاد سایه سرو را
در باد نقش میزند
(مرا و هقهقِ مرا در این کشتزار رها کن.)
همهچیزی در جهان درهم شکسته است.
هیچچیز برجا نمیماند جز سکوت.
(مرا و هقهقِ مرا در این کشتزار رها کن.)
افق بیماه
میانِ دندانهای آتش جویده میشود.
(گفتم که مرا و هقهقِ مرا اینجا، در این کشتزار رها کن.)
((فدریکو گارسیا لورکا))
ترجمهی احمد پوری
برچسب ها: فدریکو گارسیا لورکا , شعر جهان , اشعار شاعران خارجی , شعر ترجمه
تاريخ : شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹ | 1:41 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























