
فكر ميكنى ميبخشمت ؟
وقتى كه خونه ى منو وقف حريق ميكنى !؟
وقتى كه دارى خودتو ازم دريغ ميكنى !
وقتى كه جا ميذاريمو غره از اين آرامشى
تنهام مث عروسك گم شده تو اسباب كشى .
فكر ميكنى فكر ميكنى ميبخشمت !؟ .
وقتى مث درخت خشك صدامو قطع ميكنى !
وقتى كه سرزميناى جديد و فتح ميكنى !
وقتى دمِ دروازه ى دنياى تو واميستم
اسممو پاك ميكنى .. ثابت كنى كه نيستم
فكر ميكنى ميبخشمت !؟
وقتى به رخم ميكشى چقد قديميم ، كمم !
نشنيده ميگيرى منو كه با تو حرف ميزنم
وقتى غرور ِ وحشيمو تو جمع خاموش ميكنى!
وقتى مثِ يه اشتباه منو فراموش ميكنى !؟
فكر ميكنى ميبخشمت ! ؟
وقتى كه از تاراج ِ تو دستام انقد خاليه !
وقتى تمام سهمت از شكستنم خوشحاليه !
"تقدير " نميدونم چرا از من گرفته انتقام
فكر ميكنى ميبخشمت حتى اگه خودم بخوام !؟
((مونا برزویی))
برچسب ها: مونا برزویی , اشعار مونا برزویی , شعر کوتاه , شعر ناب
.: Weblog Themes By Pichak :.
























