
داشتم نگاهت می کردم
نگاهت می کردم
گفتم وای!
چه زیبا شده ای!
بانوی من!
خدا گفت؛
لحظه ی باشکوهی ست
شماها عشقبازی کنید
من خدا می شوم.
و خلقت جهان را شروع کرد
سه روزش صرف اندام تو شد
سه روزش خرج دست های من
روز هفتم
صدای تو را
جوری درآورد
که تا ابد دلم بریزد.
((عباس معروفی))
برچسب ها: عباس معروفی , اشعار عباس معروفی , عاشقانه ها عباس معروفی , شعر کوتاه
تاريخ : چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۸ | 2:22 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























