
بيا که در غم عشقت مشوشم ، بي تو
بيا ببين که در اين غم چه نا خوشم ، بي تو
شب از فراق تو مي نالم اي پري رخسار
چو روز گردد گويي در آتشم ، بي تو
دمي تو شربت وصلم نداده اي جانا
هميشه زهر فراقت همي کشم ، بي تو
اگر تو با من مسکين چنين کني جانا
دو پايم از دو جهان نيز درکشم ، بي تو
پيام دادم و گفتم بيا خوشم ميدار
جواب دادي و گفتي که من خوشم ، بي تو
((سعدي))
برچسب ها: غزلسرا , اشعار سعدي , سعدي , شاعرانه سعدي
تاريخ : جمعه ۲ مرداد ۱۳۹۴ | 16:5 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























