
بغض خواهم کرد
اشک خواهم ریخت
و به اندازه ی تمامِ
مَردانی که در قبرستان
انتظار مادرِشان را می کشند
خواهم گریست...
و خواهم آموخت
هیچ چیز شبیه به یک
عصرِ دلگیر و بارانی در قبرستان
غم انگیز نیست
حتی نیامدن تو
که بسیار زمانی ست دیر کرده ایی...
هر کجایِ جهان که ایستاده ایی
پشتِ پنجره ایی که نمی دانم کجاست
بایست
و به جای تمامِ مادر مُرده های جهان اشک بریز
به احتمال اشک هایت
شاید
باران
ببارد...
((امیرمحمد مصطفی زاده))
برچسب ها: امیرمحمد مصطفی زاده , اشعار امیرمحمد مصطفی زاده , اشعار امیر محمد مصطفی زاده , شعر کوتاه
تاريخ : پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵ | 3:46 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.

























