
و محال است فكر آمدنِ دوباره ات
و محال است اين بي قراري ديدنِ دوباره ات
و محال است تپيدنِ عشق در
نبض عطرِ غمگين گلدان پشت پنجره ام
و محال اينكه آخرين لحظه ي وداع را از دست نداده باشم ،
و محال كه بخواني
به هواي تو مي نويسم
"رويا ي روزگارانِ غريب عاشقي
مرا به حالم خودم نگذار..."
مرا و
دستاني كه
لبريز نوازش اند...
((امیرمحمد مصطفی زاده))
برچسب ها: امیرمحمد مصطفی زاده , اشعار امیرمحمد مصطفی زاده , اشعار امیر محمد مصطفی زاده , شعر کوتاه
تاريخ : پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵ | 3:43 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.

























