
در سايه
كاروان خود
مترسكى را
به من گفت سلام،
انگار سال ها متفاوت ،
پير پير پير ،
رفته از دست
يا كه نه ،
عمرى گذشته ،
عمر ،
ميان اشباع خبيس
كنج گم كرده ء
ارامش
ناى پيموده پيمودن،
بى حوصله ،
بازدم نيمه كاره ،
صدايش،
صد ها شتافته ،
بست شاهكار ترساندن
لحظه اخر بوفالو
آميزش گرما
خرناسه بوران
خرناسه بوران
دوود سيگار
تازيانه تازيانه
زمستان ،
دل آشوب
از دست گله ء گاوريشان
دل آشوب
از دست گله ء
گاوريشان ،
كشمكش ،
پس خلع ،
دختزار بى كس،
كشمكش ،
پس خلع،
دختزار بى كس ،
كندو كا
به ردپا
راستاى
طارم
بايد گذشت ،
يك روز به سفر
ارى به سفر به سفر به سفر
نام و نان خانوادگى
((رضا سلطانى))
برچسب ها: رضا سلطانی , اشعار رضا سلطانی , کتاب های رضا سلطانی , شاعر رضا سلطانى
.: Weblog Themes By Pichak :.
























