
مرا به آبی چشمانت دعوت کن؛
سکانِ شکسته ی هراس
بیم طوفان دارد،
اما تو که در هیبت آبهای نیلگون
در من شناوری،
مرا در خود خفه کن
رعشهی تنهاییام را
به دریا بریز،
طوفان را جادو کن
و پرندهی ناآرامم را
از بادبانِ بیم پایین بکش
ناخدایی دریا زدهام
که خوف خطر دارد
و صدای موهوم خیال
مرا
به جزیرهای دورافتاده میخواند
((اعظم ملک پور مهربانو))
برچسب ها: مهر بانو ملکپور , اشعار مهر بانو ملکپور , اعظم ملکپور , اشعار
تاريخ : یکشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۴ | 3:16 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























