
برایم نیست آغوشی
به جز آغوش رویایم
در آنجا هر چه بد خوب است
در آنجا هر چه خوب عالیست
در آنجا این تن سردم
فقط مشغول خوشحالیست
که تو که من که آغوشت
بهشتی میشود دنیا
به چشمانم نمیگنجد
تمام حجم این رویا
چو میآیی به آغوشم
به گوشم زمزمه کن باز
بگو که جان من هستی
بگو عریان، نه شکل راز
برایم نیست آغوشی
به جز آغوش رویایم.
((شیرین جاهد))
برچسب ها: شیرین جاهد , کتاب شعر کافنج , اشعار شیرین جاهد , شعر آغوش
تاريخ : یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۴۰۲ | 1:5 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























