
دلم می گیرد
وقتی در گریبان خویش فرو رفته ام
و در جیب هایم گمم
و کاری از دست های بی انگشتم بر نمی آید
می بینم جانم ،
روحم
مچاله شده است درون آستین های تا خورده ی زمان
زمانی دور یا نزدیک
چه فرقی می کند
وقتی به قول *اخوان*
""سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید، نتواند
که ره تاریک و لغزان است""
((مرجان مردانی))
برچسب ها: مرجان مردانی , اشعار مرجان مردانی , شاعرانه مرجان مردانی , مرجان
تاريخ : پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۲ | 23:50 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























