-
به دور از دوستت دارم ها
می اندیشم
به کرم ها و مورچه ها که در
حفره ی خالی چشم هایم پرسه می زنند
و از دنده هایم سر می خورند
به نفس های سرد خاک
به آه طوفان زایش
به مشت های سنگین و پر از شن می اندیشم
به هر انچه که مرا انتظار می کشد
تا در شبی کامل
با تپش های قلب پرستو ی مُهاجر
در دهان گشاد شهر
درون شَریان های بن بست تنم
جایی دور
دور تر از نقطه ای کور
پشت قاف زنی میان
بستری از آب کبود لالایی مرگ می خواند
می اندیشم
و دل می بُرم
بریده
بریده
چهل گیس بافته را
در چشم های ناسور هشتاد پهلوی زخم خورده
پهلو به پهلوی فلک الا افلاک
گردا گرد لب های سنگی گرداب
ته گلوی خشکیده ی کشکان به گّل نشسته
از سیکّ تا سیکّ این شهر بی وداد
از این مثلث برمودا
گیس بریده ام
دَنگ به دَنگ مویه خوان ها
چهل گیس سیاه در نّتار دل نهاده ام
من از خیابان بلال حبشی ها
از کوچه های سه سیکَ
از خانه های سیاه و سفید
از درون زنانی با زبان های سبز و سری سرخ
که به باد نمی دهند
و در خویش گماشته شده اند
بی زنانگی
زیر تبر
تیر
داس
لای دیوار سنگ نبشته
نوشته ام
به دور از دوستت دارم ها
می اندیشم
به هر آنچه که ممنوعه است...
-
((مرجان مردانی))
-
👇👇👇
instagram.com/mohammad.shirinzadeh/
برچسب ها: مرجان مردانی , اشعار مرجان مردانی , شعر خوانی مرجان مردانی , دکلمه شعر
.: Weblog Themes By Pichak :.
























