
گر چه با عشقم نمی سازی مرا رد میکنی
قلب من پس میزنی با روح من بد میکنی
هر بدی بینم ز تو میلم فزون تر می شود
آنقدر بد میکنی، میلم تو بی حد میکنی
بافریب چشم خود فارق ز خوابم کرده ای.
با فریب چشم خود فارق ز خوابم کرده ای
عاقبت این زاهد بیچاره مرتد می کنی
مست روی تو نترسد، از عذاب آخرت
جان خود در کف نهادم تا چه حکمی می دهی
من که دانم ذکر ما آخر به اشهد میکنی
بعد از این اشعار زیبا حرف دل با من بگو
فکر سازش میکنی یا عشق من رد میکنی؟!
((محمد کاظم پرستش))
👇👇👇
برچسب ها: محمد کاظم پرستش , اشعار محمد کاظم پرستش , شاعرانه محمد کاظم پرستش
تاريخ : سه شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۱ | 1:20 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.

























