
و سوختن در شمایل تو
رویایی ست بکر!
ماندگی ِ نگاه تو
پیداست در معلق چهره های بی شباهت به تو
و کاش
انتظار بگذرد از سایه
و بوسه های لب ندیده
از سایه های شفاف
چنگ بزند بر گلوی خشک خاک
و نگاه ریشه دار تو جوانه بزنددر من
و ماه آخرین ستاره ی دنباله دار را
بی اعتنابه غیرت آسمان ببوسد
و ما ریشه بدوانیم
نزدیک جایی به فرصت ها
به مجال مقدر
و من در سبزینگی ات
در لغزشی دلخواه
آواره ی تصور ی از توباشم
که ساعت دنگ دنگ
لذت ببرد از نواختن نامت
تجربه نگرفته از چشم غره ها
از بوسه به اضطراب
مست شوم تنگاتنگ سایه ی سروی که تویی!
حالا از دورها
ترس رخت بر بست و بر می بندد
و تنفس ستاره
حس می کنم بر رخ مهتاب
((م ب آهو))
👇👇👇
برچسب ها: م ب آهو , اشعار م ب آهو , شاعرانه م ب آهو , شعر ستاره
.: Weblog Themes By Pichak :.

























