
آری ، ما در یکدیگر مینگریستیم
آری ، ما یکدیگر را عمیق میشناختیم
آری ، ما با یکدیگر بارها همآغوش شدیم
آری ، ما با یکدیگر گوش به موسیقی سپردیم
آری ، ما با یکدیگر شنا کردیم
آری ، ما با یکدیگر غذا پختیم و خوردیم
آری ، ما چه بسیار روزها و شبها که با هم خندیدیم
آری ، ما خشونت را پسراندیم و آن را شناختیم
آری ، ما بیدادِ درون و بیرون را منفور داشتیم
آری ، آن روز ما در یکدیگر مینگریستیم
آری ، ما تابیدنِ انوار خورشید را دیدیم
آری ، کنجِ میز فاصلهی میانِ ما بود
آری ، چشمانِ ما یکدیگر را دیدند
آری ، دهانهای ما یکدیگر را یافتند
آری ، بازوانِ ما برای یکدیگر گشوده شدند
آری ، تنهای ما سر تا پا یکدیگر را نواختند
آری ، آغازِ هر یک از ما بود آن روز
آری ، جانهای ما به تلاطم درآمد
آری ، تپیدن اوج گرفت
آری ، ضربان شکننده شد
آری ، طلبیدن برانگیختن
آری ، رفتن رسیدن
آری ، همزمان هر دو با هم
آری ، ما در یکدیگر میگریستیم
((موریل روکی سر شاعر آمریکایی))
مترجم : فریده حسنزاده
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: موریل روکی سر , اشعار شاعران خارجی , ادبیات جهان , شعر جهان
.: Weblog Themes By Pichak :.
























