
دخترکی آرام بود
ازکنار رود های خروشان می گذشت
زنی شد
بزرگ و بزرگ تر
دیگر آرامشی نداشت
از کنار باغ های خونین می گذشت
ازکنار شکوفه های سوخته
عاشق مردی شده بود که صورتش را ندیده بود
و آن مرد را درون گلوله ها گم کرد.
باز هم بزرگتر شد
در پیر سالی اش
دانه های گل می کاشت
برای فرزندانی که از او افتاده بودند، نوحه میخواند
برای رودخانه های خروشان شعر می سرود
و روز مرگش با گل های باغ خونین بود
و به تنهایی خودش را دفن میکرد
درون حفره ای که ازکودکی برای خودش ساخته بود.
((فدوى طوقان)) (فلسطین 1917 - 2003)
https://telegram.me/sherebarankhorde
برچسب ها: فدوى طوقان , اشعار شاعران عرب , شاعران زن عرب , اشعار شاعران خارجی
.: Weblog Themes By Pichak :.

























