
عکاس گفت : بگو سیب ...
و من همچنان مات مانده بودم ...
می بینی به لطف تو ...
سیب را هم فراموش کردم ...
((محمد شیرین زاده))
برچسب ها: اشعار محمد شیرین زاده , شعر سیب , محمد شیرین زاده , شعر کوتاه
تاريخ : سه شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ | 12:59 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























