
مهم نیست دریا
سَرِ خورشید را زیرِ آب کند
مهم نیست آسمان
ماه را سر به نیست کند
و ستارگان را بتارانَد
من به خدایی دل سپرده ام
که در پوستِ تو زندگی می کند !
شبها که بادها
در روح من تنوره می کشند
در بندرِ شانههایت لنگر می اندازم
و سر بر سخت ترین صخره میگذارم
تا آنگاه که سوسوی آن دو فانوس
خاموش شود
و در سکوت، آغوش ِ تو
چون کِشتیِ سرنگونی
در مِه فرو رَوَد !
((یدالله گودرزی))
برچسب ها: یدالله گودرزی , کافه شعر , اشعار یدالله گودرزی , دکتر یدالله گودرزی
تاريخ : دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵ | 3:51 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























