آسمان آبی تر
رودها جاری تر
سبزه ها رقص کنان
ابرها راهی تر
من درونم جاری است
واژه های روشن
پُر پروازم من
خالی از هر بودن
تا تهِ سادگی ام
سایه ای پیدا نیست
با صدای گنجشک
می کنم باز طلوع
خوب می دانم
تا طلوعی دیگر
ره چنان کوتاه است
مثل یک نی لبکی
که بیفتد از دست
یا که آن گنجشکک
برلب شاخه نشست
سبزی هر برگی
قصه ای طولانی است
مرگ هر روز و شب
هستی این هستی است
((صغری اسلامی اصل))
برچسب ها: صغری اسلامی اصل , اشعار صغری اسلامی اصل , شاعرانه ناب , شعر عاشقانه
تاريخ : چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۴ | 14:55 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























