
چه روزها كه يك به يك غروب شد، نيامدی
چه بغضها كه در گلو رسوب شد، نيامدی
خليل آتشینسخن، تبر به دوش بتشكن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نيامدی
برای ما كه خستهايم و دلشكستهايم، نه
ولی برای عدهای چه خوب شد نيامدی!
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح، ظهر، نه، غروب شد نيامدی...
((مهدی جهاندار))
-
کانال شعر های باران خورده در پیام رسان "بله"
👇👇👇
برچسب ها: مهدی جهاندار , شعر جمعه , شعر انتظار , اشعار مهدی جهاندار
تاريخ : سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ | 2:45 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























