
پرندگان میآیند
همیشه
وقتی خورشید
کنارِ رودِ قدیمی
تورِ کهنهاش را جمع میکند
هزار چشمِ درشتوریز
هزار قطرهٔ الماس
قصهٔ خاموش
به من بگویید، ای چشمهایتان آبی
بالهایِ مخملتان، آفتابِ مهتابی
شما که از همهٔ کاجها
حیاطِ خلوتها، حوضخانهها
به یکبههمزدنِ چشم تا اتاقم میآیید
کدام کودک، امروز
کنارِ رودِ قدیمی خانهای شنی میساخت؟
پرندگان برمیگردند
میآیند
وقتی خورشید
کنارِ رودِ قدیمی
تورِ کهنهاش را پهن میکند
((ضیاء موحد))
-
کانال شعر های باران خورده در پیام رسان "بله"
👇👇👇
برچسب ها: ضیاء موحد , اشعار ضیاء موحد , شعر خورشید , شعر صبح
تاريخ : یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ | 18:20 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























