
انگشتت را
هرجای نقشه خواستی بگذار
فرقی نمی کند
تنهایی من
عمیق ترین جای جهان است
و انگشتان تو هیچ وقت
به عمق فاجعه پی نخواهند برد
((لیلا کردبچه))
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شاعرانه لیلا کردبچه , کافه شعر

🔘 نشر واج 🔘 ناشر تخصصی ادبیات 🔘
🖋 شعر
🖋 داستان کوتاه
🖋 رمان
🖋 نمایشنامه
🖋 ترجمه
🖋 پژوهش
🖋 نقد ادبی و...
☎️ ارتباط با ما:
🔘 تلفن: 09026630301
🔘 ایمیل: vaajpub@gmail.com
🔘 کانال تلگرام: @vaajpub
🔘 اینستاگرام: https://instagram.com/vaajpub
🔘 ارتباط در تلگرام: @Vajpub
برچسب ها: لیلا کردبچه , نشر واج , نشریه ادبی واج

غمگینم ...
مثل همه ی زن هایی ؛
که دوست داشتند...
در این لحظه ...
جای دیگری باشند .
غمگینم…
((لیلا کردبچه))
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شاعرانه لیلا کردبچه , کافه شعر

جادهای بودم...
باریک، به اندازۀ یک نفر
و طولانی و یک طرفه
آنقدر که باید عصازنان
به روزهای پیری و کوریام میرسیدی
چگونه برگشتی؟
به روزهای پیش از بوسیده شدن...
چگونه برگشتی؟
-
((لیلا کردبچه))
-
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شاعرانه لیلا کردبچه , کافه شعر

نبودنت
هشدار طوفان ویرانگریست
در اخبار بامدادیِ هرروز
با اینحال
میبینیکه هنوز
زندهام!
میدانی؟
چندوقت است فهمیدهام
یکخانه را نمیشود دوبار ویران کرد.
-
((لیلا کردبچه))
-
instagram.com/mohammad.shirinzadeh/
برچسب ها: لیلا کردبچه , شعرکده , شعر طوفان , شعر تنهایی

جادهها جایی اگر برای رفتن داشتند
تکاندادن دست
دو معنای کاملاً متفاوت نداشت
غربت
با پوشیدن کفشهایت آغاز نمیشد
و دستیکه پشت سرت آب میریخت
جادهها را به زمین کوک نمیزد
یکروز برمیگردی که باد
تمام آدمها را بردهست
جادهها مثل کلاف سردرگمی دور خود پیچیدهاند
و زمین یک گلوله کاموایی بزرگ شدهست
که برای تنهاییِ عصرهای یخبندانت
خیالبافی میکند.
-
((لیلا کردبچه))
-
👇👇👇
برچسب ها: لیلا کردبچه , شعرکده , شعر ناب , شعر جاده

عادت کرده ايم
من به چاي تلخ اول صبح
تو به بوسه تلخ آخر شب
من
به اينکه تو هربار
حرف هايت را مثل يک مرد بزني
تو
به اينکه من هربار
مثل يک زن گريه کنم
عادت کرده ايم
آنقدر که يادمان رفته است شب
مثل سياهي موهايمان ناگهان مي پرد
و يک روز آنقدر صبح مي شود
که براي بيدار شدن دير است
-
((لیلا کردبچه))
-
👇👇👇
instagram.com/mohammad.shirinzadeh/
برچسب ها: لیلا کردبچه , شعرکده , شعر ناب , شعر صبح
اینجا هنوز کسی است
که بهاندازه ی هزاران نفر نیست
و جایش روی تمام صندلیها خالیست
کسی که هر پاییز
پای تمام درختان شهر
«شد خزانِ» تازهای خواهد کاشت.
((لیلا کردبچه))
برچسب ها: لیلا کردبچه , درسا فراهانی , شعر خوانی درسا فراهانی , شعر پاییز

می خواهم خوشحال باشم، نمیتوانم
میخواهم خوشحال نباشم، نمیتوانم
و هیچکس از توپ پلاستیکی کهنه
وقتی روکشش میکنند
نمیپرسد: «چه حسی داری؟»
چه حسی دارم!؟
و اینکه یادم آوردهای ما نیز جوانیهایمان جوانی کردهایم،
کار زیادی کردهایم؟
کِی؟
کجای جهان دیدهای؟
شکوفهای مصنوعی بتواند
چندتکه چوبِ خسته را دوباره درخت کند
که برگشتهای،
سر بر شانهام گذاشتهای،
و برای صندلیِ شکستهات گریه میکنی!
((لیلا کردبچه))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شعر گریه , گروه شعر در تلگرام

«شب بخیر» نگو
بگذار منتظر بمانم
و دلم بخواهد شب ادامه داشته باشد
((لیلا کردبچه))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شعر شب بخیر , شعر انتظار

تو شبیه پرستوها هستی
وقتی با کوچ بیهنگامی بهار را به خانهام میآوری
وقتی با کوچ بیهنگامی بهار را از خانهام میبری
بخوان!
با هرزبانیکه عاشقانهترست
آهنگینترست
و واجهای صمیمیتری دارد
بخوان!
حتی اگر شده اندازۀ پنجرهای
که بیش از حوصلۀ بهار بسته مانده ست
آنقدر بسته مانده ست
که اسمش را گذاشته اند دیوار.
((لیلا کردبچه))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شعر , شاعرانه

دکترها میگویند
دیدنت برای ناراحتی قلبیام خوب است
بیچاره دکترها
چقدر درس خواندند تا بفهمند
دیدنت برای ناراحتی قلبیام خوب است
((لیلا کردبچه))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شعر کوتاه , شعر ناب

به نبودنِ تو فکر کردم
و از خودم پرسیدم آیا دنیا
میتواند از این هم غم انگیزتر بشود؟
((لیلا کردبچه))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شعر کوتاه , شعر ناب

هرروز میگفت میرود
و از شمعدانیِ بینظیرِ پشت پنجرهاش پیدا بود
جایی برای رفتن ندارد
زنی
با کفشهای نو
و یک شال آبیِ از مد افتاده
که بر چوبرختی مندرس شده بود
میگفت میرود
پرندهای که سالها با سر
به شیشۀ پنجره میخورد
و همینکه شیشه را شکست
با سر
میان کوچه سقوط کرد.
((لیلا کردبچه))
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شعر کوتاه , شعر ناب

من
زخمی عمیقم
که برای صدا زدنت دهان باز کردهام
و پوستم را چون چسب زخمی بزرگ
بر خودم کشیدم
((لیلا کردبچه))
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شعر کوتاه , شعر ناب

«دوستت دارم»
و چقدر توضیح دادنِ حرفهای ساده
سخت است...
((لیلا کردبچه))
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شعر کوتاه , شعر ناب
يك روز
پيراهنم رفته رفته رنگ مى بازد و
سفيد مى شود
روزى كه انتظار دست هاى تو را
براى آخرين بار آه مى كشم
و براى اولين بار مى فهمم
دستى كه آخرين دكمه ها را باز مى كند
مى تواند
به بستن چشم ها آمده باشد
((ليلا كردبچه))
https://telegram.me/sherebarankhorde
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شعر کوتاه , شعر ناب
باورش کمی سخت است
امّا باورکن پدرانمان هم
تمام شبهای مهتابی عاشق بودند
وقتی به دود سیگارشان خیره میشدند و باد
در پیراهن بلند زنی میوزید
که بهارنارنج میچید
و به مردی ـ که فرضکن
برای تماشای بهار آمده ـ لبخند میزد
باورش سخت است، میدانم
امّا بارها به ماه گفتهام طوری بتابد
که بغض، راه گلوی پنجرهای را نبندد
مخصوصاً اگر باد
خاطرۀ بلندِ پیراهن زنی را وزیده باشد
بارها گفتهام اینشهر باغ ندارد
بهار ندارد
بهارنارنج ندارد
و آدم اگر دلش بگیرد
دردش را به کدام پنجره بگوید؟
که دهانش پیش هر غریبهای باز نشود.
((لیلا کردبچه ))
https://telegram.me/sherebarankhorde
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شعر کوتاه , شعر ناب

گل ها برای سرخ بودن
دلیل نمیخواهند،
تو برای مهربان بودن...
((لیلا کردبچه))
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شعر , شاعرانه

و دقیقا کسی با ما نبود
که از ما بود!
((لیلا کردبچه))
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شعر کوتاه , شعر ناب

با عشق بزرگت چه میکنی؟
وقتی بهطرز غمانگیزی یک آدم معمولی هستی
و نمیتوانی از کنار رهگذران که میگذری،
استخوانهای سینهات را کنار بزنی
و بگویی: ببینید اینجا چه میگذرد!»
((لیلا کردبچه))
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شعر کوتاه , شعر ناب

حسودم،
به انگشتهایت
وقتی موهایت را مرتب میکنند
حسودم،
به چشمهایت
وقتی تورا در آینه میبینند
و حسودم،
به زنیکه ردشدن از لنزهای رنگیاش
رنگ پیراهنت را عوض میکند
چهکار کنم؟
من زن روشنفکری نیستم
انسانی غارنشینم که قلبم هنوز در سرم میتپد؛
ـ که بادیکه پنجرههای خانهام را بههم میکوبد،
روزی اگر موهای دیگری را پریشان کردهباشد، چه؟
و بارانیکه باریده و نباریده تورا یادم میآورد،
روزی اگر دیگری را یادت بیاورد، چه؟ ـ
حسودم
و هی میترسم از تو، از خودم، از او
میترسم و هی شمارهات را میگیرم
و صدای زنی ناشناس
که شاید عطر تو از گلهای پیراهنش میچکد
که شاید بوی تو از انگشتانش میچکد
که شاید حروف نام تو از لبانش میچکد
هر لحظه از دسترسم دورترت میکند
تو دور میشوی
من فرو میروم در غار تنهاییام
کنار وهم خفاشیکه اینروزها
دنیایم را وارونه کرده است.
((لیلا کردبچه))
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شعر کوتاه , شعر ناب

شمارۀ تمامی آشنایانم را
به نام غریبه تغییر دادهام
و این گوشی لعنتی
با این آهنگ ملایم لعنتی
با یکی دو تماس دیگرِ لعنتی
برای همیشه خاموش میشود.
تنهاییست،
که پیادهروها را خلوت کردهست
تنهاییست،
که با من اینوقتِ روز، خلوت کردهست
تنهاییست... خداحافظ غریبهها!
میروم
کمی قدم بزنم.
((لیلا کردبچه))
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شعر کوتاه , شعر ناب

لای سطرهایم گریه میکنم
و چترهایتان را
برای استعارهء باران باز میکنید
((ليلا كردبچه))
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شعر کوتاه , شعر ناب

بعد از تو یخبندونه تو سینهم
قلبم یه سوز لعنتی داره
قطب جنوبه زندگی بیتو
تو استخونام برف میباره
((ليلا كردبچه))
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , کانال اشعار ليلا كردبچه , شعر کوتاه

آن قدر عمیق در خودم ریشه کرده ام
که همین روزها انگشتان پایم به آب می رسند
بی آنکه در این خانه آب از آب تکان خورده باشد
((لیلا کردبچه))
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شعر کوتاه , شعر ناب
باور كنيد ديگر نمى توانم
دست كسى را كه يك بار رها كرده ام، بگيرم
او تا ابد
در حال سقوط در من است....!
((لیلا کردبچه))
برچسب ها: لیلا کردبچه , کانال لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شعر کوتاه

برقص
پیش از انکه پروانه ها
خاطره گل های پیراهنت را
برای شکوفه های پلاسیده
تعریف کنندو
حریر نازک دامنت را
دست های زبر زندگی نخ کش کند!
((لیلا کردبچه))
برچسب ها: لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , شعر کوتاه , شعر ناب
| مطالب قدیمی تر |
.: Weblog Themes By Pichak :.



























